ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
119
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
است ، در همين طبقه كه اين اطاقها واقع است ، از اطاق اول راهى به خط مستقيم دارد ، تا آخر اطاق آخرى . عرض آن راه تقريبا دو سه ذرع ، و طول هفتصد و پنجاه قدم ، مطابق طول عمارت كه از همين ميان راه وارد اطاقها ميشوند « 1 » ، و كرباس سفيدى در اينجا انداختهاند كه پا را روى كرباس گذاشته تردد نمايند . از هر طرف « 2 » اين عمارت كه درهاى « 3 » آينه را باز مىكنند ، خيابانى ملاحظه مىشود كه اشجار بسيار به خط مستقيم در هر كنار [ آن ] واقع است ، و رودخانهها و پلها در وسط آنها ساختهاند ، كه تمام دوره و بدنهء آنها از سنگ ساخته شده ، تمام دورتادور اين عمارت به همين نسبت است و عمارت چند در اينجا نيز دارد كه با وجود اينكه يكصد ذرع ارتفاع دارد ، فوارهء آب از آنجا جستن مينمايد . ديگر در جنب همين عمارت مكانها دارد كه هر اوقات پادشاه در آنجا باشد سواى كشيكخانهها و مكانهاى معين بهجهت هرچيز دوازده هزار نفر بزرگان و اعيان كه همراه شاهند شب و روز در آنجاها توقف داشته ، بسر برده باشند . وسعت و جا و مكان اين باغ و اين عمارت به اين مرتبه است ، و مكان خوشوضع وسيعى در مقابل آنجا دارد كه ايام تابستانى در آنجا رفته توقف مىكردند . زير آن ، اطاق نشيمن است . اما آن مكان تابستانى در پيشروى همين عمارت بزرگ واقع است . تمام گلكارى ، اقسام گلها و رياحين و سبزه در نهايت خوبى بطرحهاى مرغوب در آنجا مىباشد ؛ و عقب آن مكان طاقنماها و جاها به خط مستقيم ساختهاند ، كه در آنجا راه ميروند و در اطراف ، تصويرها از مفرغ « 4 » و مس ساخته ، به اقسام مختلف در روى سنگهاى بلند يكپارچه گذاشتهاند . بنحويكه بهخاطر ميرسد كه همه در حركت ميباشند . و ديگر در همان اصل عمارت كه اطاقهاى با زينت بزرگ و كوچك واقع است ، هر اطاقى مختص هر چه بوده همان اسباب بالفعل در آن گذاشته است . مثلا [ در ] اطاق شبخواب پادشاه ، كت طلا ، و بانك « 5 » و كرسى و آينه و اسباب خواب در كمال آراستگى و خوبى گذاشتهاند . روى اسبابها را لفاف كردهاند كه محافظت بشود . و همچنين اطاق خلوت ، اسبابى كه داشته از هر چيز دارد . اطاق ميز كه مكان غذا خوردن است ، اسباب و اثاث « 6 » طلا و نقره و بلور و بارفطن و شمعدانها و ظروفها و ميز و كرسى و بانكها در كمال تازگى و صفا گذاشته است . كه باوجود اين زمان گذشته بخاطر چنين ميرسد كه اين اسبابها را الحال آوردهاند كه به كار انداخته باشند . و همچنين اسبابها كه در اطاقهاى ديگر به جهت زينت چيده و گذاشتهاند از مقولهء چينىها فغفورى قديم ، خطائى مثل حكلوكها و مرتبهء آنها ، و كاسه و دورىها و ظروف ديگر كه هر يك را دو نفر آدم نميتواند حمل و نقل نمايد . و از طلا و لاجورد ساختهاند ، و اينقدر صفا و تازگى دارد كه بيان آن ممكن نيست . بهرحال وصف اين عمارت و وضع آن ، و وسعت آن و بسيارى اطاقها و زينت آن و اسبابى كه از هر چيز در اينجا ملاحظه شد تحريرى و تقريرى نيست .
--> ( 1 ) - متن : ميشويد ( 2 ) - متن : و از هر طرف ( 3 ) - متن : دربهاى ( 4 ) - متن : مغرق ( 5 ) - : متن : ميز ( 6 ) - متن : اساس